يه روز خاص و دوست داشتني واسه مامان و بابا
سلام عزيز دل مامان خوبي نفسم؟ جات راحته گلم؟الهي فداي اون حركتاي ريزت بشم كه همه دنياي من شده. بابايي بعد از مدت ها امروز زود اومد خونه بعد از كلي وقت باهم كلي حرف زديم و عشقولانه بوديم و غذا خورديم خيلي خوب بود چون ماماني از صبح دلتنگ بود و با اومدن بابايي كلي حالش بهتر شد الانم اومديم خونه اقا همايون اينا چون فردا تولدشونه انشالله كه زنده باشن به من و شما و بابايي خيلي محبت دارند. خواستم امروز رو كه بعد از مهمون شدن شما توشكم ماماني واسه ما به روز خوب و عشقولانه بود رو ثبت كنم. عشق نوشت: سامانم با همه وجودم عاشقتم مهربونم ممنون كه دلتنگيامو كم كردي. نفسم مامان و بابا عاشقتن حسابي رشد كن و قوي شو. ...
نویسنده :
مامان نگار
20:45

